برای تنها عشق زندگیم
دلم یک آرامش میخواهد یک آرامش پر سکوت...همگام با قدم های تو... دست در دستان تو و غرق در آرامش وجودت...!!! دختری که پررو نباشه سرتق نباشه حاضر جواب نباشه شیطون نباشه با خنگ بازیاش نخندوندت ازت پاستیل نخواد بدون حق با توه اما بازم پافشاری کنه گازت نگیره گوشیت زنگ میخوره چشماشو 4تایی نکنه تو گوشبت کل لباستو رژلبی نکنه بدون دختر نیس جهنم کجاست بانو. دنیایت آن لحظه جهنم است که در آغوش کسی هستی که به او حسی نداری. یا دنیایت آن لحظه جهنم است که حسرت آغوش کسی به سر میبری یا نه دنیایت آن لحظه جهنم است که در آغوش عشقت هستی اما میدانی عشق او نیستی حواست کجاست بانو این روزها عشقی وجود ندارد. بانو نکند دلت را خوش کنی به عشق کسی که از عشق فقط.......میفهمد.......این عشق نیست بانو ساقه خشک هوس است دور تنت میپیچد نفس نکش بانو دل نسپار به صدای نفسهایش که روزی چشمانت خیس میشود دل نسپار به خنده هایش بانو فکر کن به سنگ بودنش به بی محلی هایش آن وقت میبینی بیشتر از آنچه لیاقتش را داشت در دلت جا داشت.... هر وقت فهمیدی هر دختری که "دوستت"شد "دوست دخترت"نیست... هر وقت فهمیدی برای جواب "سلام"یه دختر باید به یه "علیک" محترمانه فکر کنی نه یه مکان خالی... هر وقت فهمیدی هر دختری باهات شوخی میکنه و راحته باهات حتما معنیش این نیست میخواد بهت پا بده... هر وقت فهمیدی برای بودن با یه دختر باید "مرد"باشی نه "نر"... هر وقت فهمیدی وقتی دختری به تو اجازه بوسیدن داد باید با "عشق"پیشونیش رو ببوسی نه زارت بری سراغ لباش... هر وقت فهمیدی باید به "یک دختر"عشقت رو ثابت کنی وگرنه توقع بی جاییه که همون اول باهات صمیمی بشه... هر وقت حرفای منو فهمیدی,اون وقت میتونی رو همراهی همدلی یه "جنس مخالف"حساب کنی! دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت: اگه بگی کدوم پره میمونم ...!!! چه انتخاب سختی بود... ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفته بود... برای از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش!!! و گفتم این گله...!!! دستشو باز کرد...پوچ بود اشکام جاری شد روی گونه هام... حواسش نبود,وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد... فهمیدم دست راستش هم پوچ بود!!!... آنکه میخواهد برود به هر بهانه ای که باشد بالاخره میرود. باید آرام رفت, آنقدر آرام که حتی.. روزی دلش برای صدای قدمهایت تنگ نشود. آنقدر آرام که از این آرامشت دق کند این سزای کسی است که قدرت را نمیداند... نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند... کسانی هستند که هرگز تکرار نمیشود... "تو" همانی که هیچکس جایت را پر نمیکند... تقدیم به تو که خودت میدانی تمام نوشته هایم برای توست تویی که با آمدنت شب هایم همانند روزهایم روشت است و مهربانی و عشقت را مانند گرما و نور خورشید به من بخشیدی خورشید زندگی ام دوستت دارم وتا آخرین غروب زندگی ام کنارت خواهم ماند دلم بهانه ی بودنت را میکند امان از دست دلتنگی هایم کاش با تو بودن هایم به اندازه دلتنگی هایم زیاد بود...! باختی نیست برای تو قلبم را ریسک میکنم یا میبرم یا میمیرم تو مال منی اخم های تو بالاترین لذت دنیاست ای بهانه تمام لوس شدن های من دوستدارم دستانم را حصاری میکنم برایت حصاری از عشق حصاری از بوسه تا آنجا که نتوانی جهان را بی عشق من ببینی دوست دارم این روی نوک پنجه بلند شدن ها رو وبوسیدن لب های تو رو همون لحظه هایی که تو یک عالمه مرد می شوی... و من یک عالمه زن... کاشکی خدا تو زندگی مثل داور فوتبال بود.!!! وقتی زمین می خوردی و زخمی میشدی میومد بالا سرت و می پرسید:میتونی ادامه بدی؟ از کسی که دلش گرفته نپرسید:چرا آدم ها وقتی نمی توانند دلیل ناراحتیشون را بگویند دلشون میگیرد... دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تنش جایی باشد غیر از کنج تنهایی مثلا آغوش تو... مهم نیست چقدر طول بکشد مهم این است که عشق واقعی همیشه ارزش انتظار را دارد! عشق بازی فقط تو رختخواب نیست عشق بازی میتونه دقیقا اون لحظه ای باشه که یه زن با دقت آستین مرد رو سه تا میزنه که تا آرنج بالا بیاد... و یا وقتی که مرد موهای زن مورد علاقشو با دستاش میزنه پشت گوشش وفقط وفقط یه نگاه معامله میشه... که به همون نگاه میشه جون سپرد تا آخر عمر... نبض داغ من فقط زیر دست های تو آرام میگیرد این بدن گر گرفته در این سرما فقط در آغوش تو از تب میفتد در آغوشم بگیر تا دهن کجی کنیم به این دنیا... حتی برای یک لحظه... ...قویترین مرد دنیا هم که باشی محتاجی... محتاج اشک های عاشقانه یک زن که از چشم های نگرانش بر روی کویر زخم هایت ببارد! واین تنها التیام است... هوس کردم که تو باشی من باشم و هیچکس نباشد انگاه داغترین آغوش را از تنت و شیرین ترین بوسه را از لبت به بیرون بکشم به تلافی تمام روز هایی که میخواستمت و نبودی یادت باشد دلت که شکست,سرت را بالا بگیری... تلافی نکن,فریاد نزن,شرمگین نباش دلشکسته,گوشه هایش تیز است مبادا دل و دست آدمی که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین مبادا که فراموش کنی؛روزی شادیش آرزویت بود " صبور باش و ساکت" عاشق شدن چه ساده است... انقدر که همه ی انسان ها توان تجربه کردن آن را دارند! مهم عاشق ماندن است بی انتها بی زوال تا ابد بی منت... گاهی به تمام داراییت حسودی میکنم به تخت خوابت به بالشتی که در آغوش میگیری... گوشی موبایل همیشه همراهت... سوییچ ماشینت... آری...من حسودم...! یه حس حسادت دوست داشتنی... دوستت دارم... میگن اون لحظه ای که برای اولین بار عشقت انگشتری رو که نشونه ی عشقتونه دستت میکنیه... لحظه ای که دیگه میدونید تا ابد مال هم شدید... لذت بخش ترین حس دنیاست... انشالله این لحظه لذت بخش قسمت هر عاشقی بشه... این روز ها حسی دارم حسی دارم آمیخته با دلتنگی کم می اورم بازوانی را میخواهم که تنگ در برم گیرند اما نه هر بازوانی فقط حصار آغوش تو... من یاد گرفته ام دوست داشتن دلیل نمی خواهد... ولی نمیدانم چرا... خیلی ها... وحتی خیلی های دیگر... میگویند: این روزها دوست داشتن دلیل می خواهد... وپشت یک سلام و لبخندی ساده... دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده دنبال گودالی از تعفن میگردند اما من سلام میگویم لبخند میزنم... و قسم میخورم... و میدانم... عشق به همین سادگیست... زیر باران... با تو چه زیباست تجربه احساس تازه عشق زیر باران... باتو پاک می شود روح و جان من زیر باران... ای عشق "جاودانم"بامن بمان,همیشه زیر باران...
چه زیباست گفتن این از وازه ها
Power By:
LoxBlog.Com |